نام کاربری:
کلمه عبور:
یادآوری گذرواژه

زنان کارآفرین

تاریخ درج مطلب: ۱۳۸۹/۱۲/۱۶ | تعداد بازدید مطلب: 5545

Martha Coston(مارتا کاستون)

   مارتا کاستون به ابداع سیستم علامت دهی با آتش، در صنعت دریانوردی مشهور می باشد. وی روند به ثبت رسانیدن طرح نوآورانه ی همسر متوفیبی خود را در مورد منورهای آتش تکمیل کرد. همسر مارتا کاستون، یک دانشمند در نیروی دریایی بود، و زمانی که ازدنیا رفت طرح ومذکور را فقط در حد یک خلاصه در یک دفترچه یاداشت روزانه باقی گذارده بود.

   این مارتا بود که ایده ی منورهای آتش را توسعه داد و بدل به سیستم دقیق منورهایی کرد که علائم شبانه نامیده می شد تا این امکان برای کشتی ها فراهم گردد که در تاریکی شب نیز قادر به انتقال پیام ها باشند.نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا، حق امتیاز این ابداع را خریداری کرد. منورهای کاستون مبنای یک سیستم ارتباطی شد تا به نجات زندگی ها و پیروزی در جنگ ها کمک کند،مارتا کاستون این اولین حق امتیاز را به همسر مرحومش نسبت داد لیکن در سال 1871، حق امتیاز دیگری را برای ابداع ویزه خودش دریافت نمود.او سیستمی از منورهای راهنمایی دریایی  بر اساس رنگ و طرح اختراع کرد.با بهره گیری از ترکیب متنوع رنگ ها،این منورها امکان ارتباطی  کشتی به کشتی و کشتی به ساحل را میسر می ساختنند. در فوریه سال1859، اس.سی مک کالی، کاپیتان و افسر ارشد نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا ،استفاده از این علائم را به رئیس نیروی دریایی، ایزاک توسی پیشنهاد کرد. به این ترتیب مارتا کاستون سیستم خود را به ارزش 5 هزار دلار به نیروی دریایی  فروخت. سیستم وی  همچنین توسط دولت های فرانسه، ایتالیا؛ دانمارک، هلند و هائیتی  مورد استفاده واقع گردید.

 ******************************************************

Sally Fox (سالی فاکس)

   کشت پنبه ی رنگ شده، حدود 2700 سال قبل از میلاد در هند، پاکستان، مصر و پرو آغاز شد از آن پس بود که کشت این گیاه در رنگ های متنوع طبیعی نظیر: قهوه ای، قهوه ایی مایل به زرد، خاکستری و قرمز- قهوه ایی متداول گردید. انقلاب صنعتی دستگاه های بافندگی را برای صنعت نساجی به ارمغان آورد.

   الیاف بلند نخ های سفید جایگزین نخ های رنگی با الیاف کوتاه گردید که در دستگاههای بافندگی کارایی بهتری داشتند.گونه های رنگدار طبیعی پنبه  یه تدریج منسوخ شده اند و این روش تا زمانی ادامه داشت که سالی فاکس در سال 1982مجددا دانه های پنبه ی قهوه ای راکشف کرد.فاکس شروع کرد به تحقیق جهت کشت پنبه ی رنگی با قابلیت تولید الیاف بلند و سپس ابداع وی الیاف فاکس نام گرفت اندکی بعد ،سپاه صلح سالی فاکس را را به گامبیا در غرب آفریقا فرستاد و در انجا استفاده گسترده ی ناصحیح از افت کش ها توجه وی را به موضوع خطرات زیست محیطی کشانید، و به ایجاد راه کارهای مطمئن تر مدیریت این گونه از آسیب ها ترغیب شد. پس از باگشت به وطن، سالی فاکس وارد یک برنامه آموزشی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا شد، و در 1982،فوق لیسانس خو را در رشته ی مدیریت جامع افت دریافت نمود. سالی فاکس زمانی با پنبه رنگی آشنا شد که برای یک پرورش دهنده ی  پنبه کار می کرد، که بر پرورش نژادهای پنبه مقاوم در برابر آفت متمرکز گردیده بود. مردم مرکز و جنوب آمریکا برای قرن ها به ریسندگی این پنبه ها اشتغال داشتند اما کیفیت های الیاف برای کاربری در ماشین های بافندگی مدرن مطلوب نبود. اینجا بود که سالی فاکس فرصتی برای تلفیق توجهش به محیط زیست، کارش در زمینه حشره شناسی و علاقه به ریسندگی و بافندگی پیدا کرد. وی موفق شد تا اصلاحات هنر کشت و زرع باستانی را به چالش بکشاند. امروز سالی فاکس به طراحی پارچه با نخ های خودش می پردازد و تحقیقاتش نیز همچنان تداوم یافته است.

 ******************************************************

 (مارگارت نایت) Margaret knight

   دستگاه اتوماتیک برای پیچیدن و چسب زدن پاکت ها به طوری که از کف چهارگوشه برخوردار باشند، ابداع مارگارت نایت، کارمند ساده ی یک کارخانه پاکت سازی بود. صاحب کار مارگارت نایت، ابتدا از پذیرش توصیه های این زن و توجه به تجهیزات ابداعی اش امتناع می ورزید؛ چراکه تصورش بر این بود که  یک زن از ماشین چیزی نمی داند.  می توان مارگارت نایت را مادر پاکت های خواروبارفروشی دانست. وی در سال 1870 شرکت پاکت شرق را بنیانگذارد. این بانو که در سال 1838 متولد گردید. نخستین حق امتیاز انحصاری خود را در سی سالگی دریافت کرد؛ اما ابداع و اختراع همواره بخشی از زندگی وی محسوب می شد. معروف بود که مارگارت در طفولیت برای برادرانش سورتمه و بادبادک می ساخت و زمانی که 12 سال بیشتر نداشت، ایده ایی  برای ابزاری جهت توقف حرکت طراحی کرد که به طور ویژه در کارخانه های نساجی قابل  استفاده بود و خاموش کردن ماشین آلات را با جلوگیری از آسیب دیدن کارگران امکان پذیر می نمود. از مارگارت به زعم برخی به عنوان، ادیسون مونث یاد می شود، وی حدود 36 امتیاز برای اقلام متنوعی همچون قاب در و پنجره ماشین برش تخت کفش و اصلاح موتورهای احتراقی را به ثبت رسانید. نمونه ماشین های پاکت سازی مارگارت نایت که پاکت با ته چهارگوشه را تهیه می کردند، هنوز در صنعت کاربری دارند.

 ******************************************************

 مصاحبه با خانم فرح جمالی «مدیرعامل موسسه حمایت از زنان و کودکان آسیب پذیر»

   جمعیت حمایت از زنان و کودکان آسیب پذیر استاد روزبه زنجان، سازمان غیر دولتی است که اکثر شهروندان زنجانی با آن آشنا هستند. این گروه فعالیت خود را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرد و در حال حاضر نه تنها در زنجان بلکه در برخی استان‌های همجوار و پایتخت نیز شناخته شده‌است. از آنجا که فعالیت‌های این موسسه در حیطه کارآفرینی اجتماعی قرار دارد و اکثر گردانندگان و کارمندان آن را زنان تشکیل می‌‌دهند مناسب دیده شد تا در سایت شبکه کارآفرینی زنان به فعالیت‌های این گروه اشاره شود. در همین راستا با سرکار خانم دکتر فرح جمالی مدیر عامل و عضو هیات مدیره این مرکز مصاحبه ای انجام شد که خلاصه آن در پی می‌آید:

با سلام و تشکر از حضور شما، بفرمایید هدف اولیه شما از تأسیس این NGO چه بوده؟

   اگر بخواهم پاسخ شما را در یک جمله بدهم، ‌می‌گویم: جلوگیری از تکدی‌گری. ما قصد داریم به افراد بیاموزیم روی پای خود بایستند چراکه باور داریم احساس استقلال بر شخصیت افراد تأثیر گذاشته و باعث شکوفا شدن آن‌ها می‌شود. همان طور که می‌دانید ما شعار خود را «یاری به زنان و کودکان آسیب پذیر ایرانی جهت بازتوانی و بازیابی زندگی موفق و مطلوب» اعلام کرده‌ایم، و با توجه به هدفمان بر کلمات بازتوانی و بازیابی تکیه داریم. به این معنا که به افراد کمک کنیم روی پای خود ایستاده و با توجه به استعدادها و توانایی‌های خود کارکنند. و از آن‌جا که اعتقاد داریم زنان منشاء اثر بسیاری از اتفاقات در جامعه هستند عمده توجه ما به این قشر است.

چگونه در موسسه روزبه این فعالیت‌ها را انجام می‌دهید؟

   ما می‌کوشیم برای هر فرد با همکاری خود او و بر اساس ظرفیت و مهارت‌هایش کسب و کار مناسبی پیدا کرده ابزار و مواد اولیه را در اختیارش قرار دهیم، در واقع وظیفه اصلی ما فراهم آوردن امکان کار و پیشرفت است و باقی به عهده خود افراد می‌باشد. ما قواعد خاصی برای پذیرفتن افراد نداریم، ‌معمولا وقتی خانمی به موسسه مراجعه می‌کند، ابتدا با مشورت با مشاورین حقوقی و روانشناسان و همفکری خود فرد سعی در تبیین نوع فعالیت وی کرده سپس ابزار و وسایل لازم را در اختیارش قرار می‌دهیم. قرار ما بر این است که مبلغی را که برای هزینه ماهانه هر نفر در اختیار داریم (که مبلغ بسیار کمی است) به خود فرد ندهیم،‌ بلکه با آن وسایل ابتدایی کار را تهیه کرده در اختیارش قرارداده و در نهات درآمد حاصله از فروش محصولات و ارزش افزوده کالاها را به خود افراد ‌دهیم. در این راستا برخی فعالیت‌های جانبی هم صورت می‌گیرد.

این فعالیت‌های جانبی شامل چه مواردی می‌شوند؟

   حیطه این فعالیت‌ها بسیار گسترده است، همان طور که اشاره کردم اولویت اصلی ما ایجاد اشتغال برای خانم‌ها با توجه به توانایی‌ و ‌ظرفیت‌آن‌ها و با همفکری خودشان است. از آنجا که اکثر مراجعه‌کنندگان به ما خانم‌های سرپرست خانوار هستند تبعا مشکلاتی چون مشکل مسکن، ‌هزینه تحصیل فرزندان، ‌هزینه درمان، ‌برخی مسائل حقوقی، ‌قضایی و خانوادگی و .... به همراهشان است. فعالیت‌های جانبی ما شامل مشاوره، ‌تهیه لوازم تحریر، ‌لباس شب عید، ‌دارو، ودیعه مسکن، ‌برپایی مسافرت‌های دسته جمعی و... همه برای سامان بخشی به برخی از این مشکلات جانبی می‌باشند.

این فعالیت‌ها همه هزینه بر است، ‌منابع مالی خود را چگونه تأمین می‌کنید؟

   در حال حاضر منابع مالی ما بسیار گسترده شده، اما در ابتدای کار و برای تأمین سرمایه اولیه مشکل داشتیم و در آن زمان تصمیم گرفتیم برای تهیه سرمایه، ‌نمایشگاهی از آثار خانم‌های داوطلب (شامل فروش انواع غذا، ‌پوشاک، صنایع دستی و ...) برگزار نماییم. نمایشگاه فروش خوبی داشت و تا حدی برای راه‌اندازی موسسه موثر بود. هم‌اکنون موفق شده‌ایم منابع مالی متنوعی شامل کمک‌های مردمی و دولتی را به سمت این موسسه جذب کنیم،‌ از آن جمله می‌توان به حق عضویت اعضا، سود حاصل از فروش صنایع دستی یا موادغذایی و کمک هزینه بهزیستی و ... اشاره نمود. ما تلاش می‌کنیم تا از پول شناور در جامعه با مدیریت خوب و حساب شده برای حل قسمتی از مشکلات جامعه خودمان استفاده کنیم.

لطفا کمی در مورد نوع مدیریت موسسه توضیح دهید.

   از نظر سازمانی هیأت امنا متشکل از ۶۳ نفر هستند که برای همکاری و از طرف هیآت امنا دعوت شده‌لند. این گروه ۹ نفر را به‌عنوان هیآت مدیره و ۲ بازرس قانونی انتخاب می‌کنند. مدیر عامل نیز از اعضاء هیات مدیره است. از نظر مدیریتی ما به مدیریت باز( Flat ) اعتقاد داریم. به این معنی که کسی در راس نیست، و افراد تحت پوشش نیز آزادند در مورد کار خود پیشنهاد بدهند. این پیشنهادات از طریق سرپرست‌های هر بخش جمع‌شده بالا می‌رود، آنجا در هیات مدیره پردازش شده و دوباره به بخش‌ها باز می‌گردد. در چنین حالتی جزییات سیستم پنهان نمی‌ماند و نقاط قوت و ضعف خود را نشان می‌دهند.

انگیزه شما از راه اندازی این موسسه چه بود؟

   همان طور که اطلاع دارید اشتغال‌زایی و مبارزه با آسیب‌های اجتماعی همچون فقر و فساد و... از اهداف استراتژیک مطرح شده در جامعه ما می‌باشد، ‌قصد ما این بود که با جذب و به‌کارگیری سرمایه‌های شناور در جامعه و برنامه‌ریزی صحیح این اهداف را عملی کنیم. و به نظر می‌رسد که طی سال‌های گذشته با وجود مشکلات فراوان توانسته‌ایم تا حدی به اهداف خود نزدیک شویم.

با تشکر فراوان از اینکه فرصتی فراهم آوردید تا بتوانیم از تجربیات شما استفاده کنیم، امیدواریم موفق باشید.

    من هم از شما متشکرم. در پایان می‌خواستم از همه خانم‌ها دعوت کنم تا به توانایی‌های خود باور داشته‌باشند و بدانند یک تنه قادر به حل مشکلاتشان هستند.

*****************************************************

گفت وگو با فاطمه نره ای، زن کارآفرین

   دغدغه های یک زن گلیم باف با لباس های کرم رنگ محلی اش در میان لباس های اغلب تیره رنگ زنان کارآفرین خیلی خوب به چشم می آید.
   فاطمه نره ای، قشقایی و ساکن شهر اصفهان گلیم بافی را از کودکی آموخته است. به قول خودش این هنر اصیل قشقایی را از مادرش به ارث برده است. فاطمه 47 ساله را در همایش زنان کارآفرین می بینم. آمده بود تا تجاربش را با دیگر زنان کارآفرین قسمت کند. با او در گوشه ای از پارکی که این همایش در آن برگزار شد صحبت می کنم.
   این روزها بیش تر به کار آموزش گلیم بافی مشغول است و زنان علاقه مند را با هنرش آشنا می کند. 30 سال است گلیم می بافد و هر چند این روزها هم هر از گاهی گلیمی می بافد ولی بیش ترین تمرکزش را بر آموزش زنان علاقه مند به این کار قرار داده است.
   او و دیگر زنان بافنده در شهر اصفهان تعاونی زنان بافنده گلیم را تشکیل داده اند تا بهتر بتوانند در ماندگار کردن این هنر اصیل بکوشند. به عقیده او این هنر به دلیل حمایت نشدن از بافنده هایی که بیش تر زنان هستند در حال زوال است.
   یکی از مهم ترین ناراحتی های این زن کارآفرین کم ارزش شدن هنر گلیم بافی نزد جوانان به ویژه دختران روستایی است: «درباره این هنر فرهنگ سازی نشده به همین دلیل بسیاری از ارزش آن بی خبرند. هنر گلیم بافی هم درست به اندازه دیگر هنرها همچون گرافیک و معماری با ارزش است و در صورت حمایت اشتغال زایی خوبی هم می تواند داشته باشد.»
   با تاسف سری تکان می دهد: «بسیاری از دختران روستایی کار گلیم بافی را عیب می دانند و آن را از دیگران پنهان می کنند. بسیاری از دختران روستایی به همین دلایل فرهنگی این کار را کنار گذاشته اند و تمایلی به ادامه آن ندارند.»
   او ویژگی گلیم قشقایی را که از دیگر گلیم های متفاوت است اصالت، ظرافت و تنوع در رنگش عنوان می کند. به گفته او امروزه در روستاهای کشور بیش تر زنان میانسال و پیر به کار بافت گلیم اشتغال دارند و بعد از آن ها معلوم نیست چه بلایی بر سر این هنر ماندگار می آید.
   با نگرانی خاصی درباره گلیم بافی سخن می گوید: «در دانشگاه رشته فرشبافی داریم اما گلیم بافی نه. در حالی که اگر چنین رشته ای تاسیس شود منزلت اجتماعی این هنر نیز افزایش خواهد یافت.»
   فاطمه از مشکلات خود و دیگر اعضای تعاونی زنان بافنده می گوید: «مهم ترین مشکل تولیدکنندگان زن نحوه عرضه محصولاتشان است. او که خود نیز یک زن سرپرست خانوار است از مشکلات زنان سرپرست خانواری که بیش ترین تعداد اعضای تعاونی زنان بافنده را تشکیل می دهند، می گوید: «تنها منبع درآمد زنان سرپرست خانوار این تعاونی بافت گلیم است. با این همه مشکل اقتصادی چطور می توانیم جایی را برای عرضه تولیداتمان مهیا کنیم. آن ها به دلیل این مشکلات هرگز قادر به صادرات محصولاتشان هم نخواهند بود.»
   فاطمه بیش تر محصولاتش را در نمایشگاه ها عرضه می کند و چون سال هاست که به این کار اشتغال دارد بسیاری از خریداران او را می شناسند و بیش تر آن ها برای خرید تولیداتش به سراغش می روند: « 9 سال است که به دنبال اجاره یک فروشگاه برای عرضه تولیداتم هستم اما هرگز بدون حمایت قادر به این کار نشده ام. این در حالی است که گلیم ما در کشورهای غربی طرفدار زیادی دارد و با کمی حمایت می تواند اشتغالزایی مناسب داشته و برای کشورمان ارزآور باشد.»
   او بیمه نبودن بافنده ها را از دیگر مشکلاتشان می داند: «بیش تر بافندگان زن بیمه نیستند و از این موضوع گلایه مندند و هر چند به آن ها می گوییم از بیمه بافندگی استفاده کنند اما به دلیل نداشتن دفترچه بیمه باز هم ناراضی اند.»
   به عقیده او زنان سرپرست خانوار مسوولیت بزرگی را در خانواده شان به عهده دارند و همه مشکلات زندگی را به دوش می کشند.
او می گوید: «مشکلات اقتصادی در کنار نگاه های ناعادلانه جامعه این زنان را آزار می دهد اما با صبوری مجبورند همه ناملایمات را تحمل کنند.» بزرگ ترین تفریح این زن کارآفرین کار است. گلیم بافی و آموزش آن هیچگاه او را از نظر روحی خسته نمی کند اما مدتی است که به دلیل بیماری های جسمی اش از کار کردن خسته شده و به قول خودش از میزان فعالیتش نسبت به گذشته کاسته شده است. او بزرگ ترین آرزوی زندگی اش را جلوگیری از نابودی این هنر آبا و اجدادی اش عنوان می کند.

*****************************************************

گفت‌وگو با خانم خیال عبداله‌زاده کارآفرین برتر بخش کشاورزی

موضوع کسب‌ و کار:‌ پرورش و توزیع گیاهان دارویی

   در سال 1341 در یکی از روستاهای شهرستان مهاباد متولد شدم. از دوران کودکی در مدارس نماینده کلاس بودم. در سال دوم راهنمایی به کمک نوجوانان محل، یک کتابخانه دایر کردم تا بچه‌ها در اوقات بیکاری در آنجا مطالعه کنند. در این کار، از آموزش و پرورش نیز کمک گرفتم‌.
   بعد از ازدواج، زندگی را در خانواده گسترده شوهرم که به اتفاق خانواده پدری همراه با عموها در یک مکان زندگی می‌کردند شروع کردم. هر کدام از اعضای 40 نفره‌این خانواده هر روز مشغول کاری برای پیشبرد امور بودند. عده‌ای از خانم‌ها مشغول قالی‌بافی بودند، بعضی به ‌پختن غذا می‌پرداختند و عده‌ای... من هم که تازه از شهر به‌این روستا آمده بودم به شدت به‌این کارها علاقه پیدا کردم و شروع به کار کردم. اما 3 ماه پس از ازدواج، در سال 1363 تصمیم گرفته شد تا اعضای خانواده به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم شده، زندگی را مستقلا‌ ادامه دهند.
   پس از آن برخلاف تفکر اعضای خانواده، سعی کردم در تمامی‌کارهای خانه پیشقدم باشم و به زنان روستا خیاطی، قلاب دوزی و کارهای دیگر را یاد بدهم و با مشارکت زنان روستا برای نوعروسان جهیزیه تهیه کنم. نوشتن تئاتر برای بچه‌ها و اجرای آن در مدرسه از دیگر کارهای مورد علاقه بنده بود. علاوه بر این از دوران نوجوانی تزریقات و پانسمان را در روستا به طور رایگان برای افراد روستا انجام می‌دادم.
   در سال 1373 به دلیل درد پا و مشکل عصب سیاتیک با مشکلات فراوانی روبه‌رو شدم تا جایی که عده‌ای می‌گفتند پایت بایستی قطع شود. در آن زمان به دلیل علاقه شدیدی که به گل و گیاه داشتم و اینکه همسرم از مددکاران ترویج کشاورزی شهرستان بود، مجلات مختلف کشاورزی و گیاهان دارویی را مطالعه می‌کردم. از اداره ترویج شهرستان خواستم تا یک دوره آموزش گیاهان دارویی برگزار نماید. پس از آن به دلیل علاقه بسیار زیاد به گیاهان دارویی، تصمیم گرفتم گیاهان دارویی منطقه را شناسایی کرده تا بتوانم درد پای خود را درمان کنم. پس از بررسی و امتحان گیاهان دارویی که به بنده تجویز شد، کم‌کم مشکل پایم نیز رفع شد.
    از آن به بعد نیز با مراجعه به مرکز تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی ارومیه سعی کردم اطلاعات بیشتری را در زمینه گیاهان دارویی به دست آورم و هم اینک، روز به روز مطالعه خود را افزایش می‌دهم. در سال 1382 از این مرکز دعوت کردم تا درباره کارهای بنده نظر دهد که خوشبختانه در اولین مراجعه گروهی از مرکز تحقیقات دانشگاه‌، کارم تایید شد که باعث دلگرمی‌ من در این راه شده است.
   در همان سال در نمایشگاه گیاهان دارویی استان شرکت کردم که غرفه بنده بیشترین علاقه‌مندان را به خود جلب کرد.
   با توسعه کار خود توانستم بیش از 60 نوع گیاهان دارویی را در منطقه شناسایی و با آموزش افراد روستا آنها را برای برداشت و خشک کردن گیاهان دارویی ترغیب کنم تا جایی‌ که هم اکنون حدود 100 نفر از افراد روستا در این کار به بنده کمک می‌کنند.
   خانم عبداله‌زاده علاقه پدر به انواع سنگ‌های تزیینی و داشتن کلکسیون سنگ را که باعث ترغیب وی به جمع آوری گل و گیاه می‌شد، از مهم‌ترین انگیزه‌های وی برای این کار می‌داند و خانواده گسترده شوهر و نداشتن نظر مثبت نسبت به موفقیت وی را از مهم‌ترین مشکلات و پشتیبانی شوهر خود را از مهم‌ترین عوامل موفقیت خویش می‌داند.
   تدریس در دوره‌های عملی مرکز تحقیقات منابع طبیعی شهرستان مهاباد و دانشگاه جامع علمی‌و کاربردی از دیگر موفقیت‌های وی در این راه قلمداد می‌شود.
   خانم عبداله‌زاده امیدوار است دانشجویان رشته کشاورزی بتوانند با تکیه بر دانش خود مسیر موفقیت خویش را هموار سازند.

*****************************************************

برترین بانوی کارآفرین قم

برترین بانوی کارآفرین قم با اجرای طرحی فعالیت کشاورزی زنان روستایی قم را علمی ساختم. راحله فدائیان مدیرعامل شرکت کشت سپید قم که کارآفرین برتر استان قم در بخش کشاورزی در سومین جشنواره کارآفرینان برتر شناخته شده است، می گوید: با اجرای طرحی فعالیت کشاورزی زنان روستایی را در این استان علمی کردم .

   این کارآفرین در ادامه در گفت و گو با خبرنگاران اظهار داشت با اجرای طرح‌های این شرکت برای نخستین بار در استان قم، فعالیت‌های کشاورزی زنان روستایی استان به صورت علمی انجام می‌شود.

فدائیان می‌گوید: فعالیت من از سال ‪ هشتاد و سه با آموزش زنان روستایی استان آغاز گردید و بتدریج وارد فعالیت‌های اجرایی شدم.

این کارآفرین می‌افزاید: در زمان حاضر علاوه بر برگزاری دوره‌های آموزشی در رشته‌های مختلف بخش کشاورزی، فعالیت‌های عملی در زمینه کشت زعفران، پرورش ماهیان گرم آبی و سردابی، ماهیان زینتی، گیاهان دارویی و ... در حال اجرا است.

فدائیان گفت: ساماندهی تولیدات زنان روستایی از برنامه‌های آتی این شرکت است. وی در مورد موانع و مشکلات کارآفرینی اظهار داشت: در ابتدای کار سختی ها و محدودیت هایی برای فعالیت زنان در روستاهای استان وجود داشت، اما اکنون وضعیت تغییر کرده است و همکاری شرکت با شوراها بسیار مطلوب می‌ باشد کارآفرین برتر بخش کشاورزی استان قم ادامه داد: با توجه به اینکه برای محصولات زنان روستایی همیشه مشتری وجود دارد، درآمد انها از فعالیت های کشاورزی بهبود پیدا کرده است، اما شرکت درآمد زیادی کسب نمی‌کند.

   وی از کمک‌های سازمان جهاد کشاورزی استان قم به ویژه بخش ترویج و امور زنان آن تشکر کرد و گفت: با علمی شدن فعالیت کشاورزی زنان روستایی استان قم در مجموع برای حدود ‪ دویست نفر به طور مستقیم اشتغال ایجاد شده که با توجه به گسترش فعالیت‌ها، میزان اشتغال نیز در حال افزایش است
فدائیان افزود: در حال حاضر به ازای هر کندوی زنبور عسل بین ‪ بیست تا بیست و پنج کیلوگرم عسل تولید می‌شود که با افزایش تعداد کندوها میزان تولید عسل رو به افزایش خواهد بود.

وی ادامه داد: در استان قم کشت زعفران را در سطح ‪ ده هزار مترمربع آغاز کردم که با توجه به نظر کارشناسان بخش کشاورزی استان مبنی بر شرابط اقلیمی مطلوب می‌توان در آینده برای صادرات این محصول از استان امیدوار بود .

راحله فدائیان فارغ التحصیل بخش کشاورزی در رشته گیاه پزشکی است.

*****************************************************

شهناز ربیعی، کار آفرین نمونه چهارمحال و بختیاری

   هیچ وقت فکرش را نمی کردم که روزی پیازچه ها را تمیز و در خاک فرو کنم، تراکتور سوار شوم و پا به پای دیگر کشاورزان منطقه ام سیب زمینی و گندم بکارم.

   شهناز ربیعی 29 ساله، کارآفرین نمونه استان چهار محال و بختیاری است هر چند تصور نمی کرد سرنوشت اش با کشاورزی گره بخورد اما حالا «کشاورزی» را شغل پرافتخارش می داند: «تا راهنمایی در «فرادمبه» محل تولدم تحصیل کردم، دبیرستان بهیاری را در بروجن خواندم و لیسانس علوم اجتماعی را همان جا گرفتم. تصور هر شغلی را داشتم جز کشاورزی که حالا در بروجن به آن معروف شده ام.»
   ربیعی با کمک چهار زن همکارش زمین وسیعی برای کشت و کار راه انداخته تا زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست و نیز خانواده معلولان بروجن بتوانند در آن کار کنند. او سال های دوری را به یاد می آورد که برای کار به بهزیستی بروجن مراجعه می کند تا کاری مرتبط با رشته تحصیلی اش بیابد: «مسوولان بهزیستی گفتند که کار پشت میزنشینی (کارمندی) ندارند و اگر می توانم یک شرکت تعاونی تاسیس کنم و من هم به عنوان اولین فرد در بهزیستی بروجن این پیشنهاد را پذیرفتم.»
   او سال 77 شرکت «مددجویان بهزیستی خاص بانوان فرادمبه» را تاسیس کرد و عضوگیری اش هم از مددجویان نابینا، ناشنوا و معلول آغاز کرد اما برای ادامه کارش خانواده مددجویان را به کار دعوت کرد. از تجربه راه اندازی و تاسیس زمین کشاورزی می گوید: «هیات مدیره شرکت تعاونی در ابتدا 200 هکتار زمین تقاضا کردیم اما به ما گفته شد که چون همگی زن هستید توانایی اداره این وسعت را ندارید و در نهایت با چانه زنی های فراوان به ما 500 جریب زمین اجاره داده شد.» شهناز ربیعی که آن سال ها دختر مجردی بوده به خاطر تفکرهای سختگیرانه درباره دختران جوان، محدودیت فراوانی داشته اما هیچ یک از این محدودیت ها مانعش نمی شد: «اجاره زمین، گرفتن وام، تقاضای آب و برق برای زمین کشاورزی از جمله کارهایی هستند که آن سال ها در منطقه بروجن مردانه تلقی می شد اما من ایستادم و راهم را ادامه دادم.»

   حتی زمانی که او و دیگر همکارانش توانستند زمین 500 جریبی را اجاره کنند تازه اول راه بود: «پس از دو سال دوندگی زمین را اجاره کردیم اما با نهایت کم لطفی مواجه شدیم یعنی منبع آبی به زمین مان تخصیص داده شد که سه هزار متر از زمین فاصله داشت و همین طور برق که شش کیلومتر فاصله داشت.»

   اما این مشکلات این کارآفرین نمونه را از پای نینداخت: «وام گرفتن را شروع کردیم. یک بار از بانک کشاورزی وام 76 میلیون تومانی با بهره 16 درصد گرفتیم و زمین را با کشت گندم و سیب زمینی و زعفران شروع کردیم. برای گرفتن این 76 میلیون تومان زمین داران منطقه را شناسایی کردیم تا آن ها برایمان وثیقه بگذارند.»

   او برای گرفتن وامی دیگر یک هفته بار سفر به تهران بست: «می دانستم که تفکرها درباره فعالیت اقتصادی زنان در تهران بازتر از منطقه خودمان است بنابراین برای تاثیرگذاری بیش تر، زندگی تمام اعضای معلول شرکت تعاونی را مستند کردم و در قالب سی دی به مسوولان تهران از جمله رییس یکی از بانک ها نشان دادم و در آخر هم موفق شدم 100 میلیون تومان وام با بهره چهار درصد بگیرم.»

   جدای مشکلات عمومی ناشی از محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، شهناز جوان در عرصه خصوصی اش هم با مشکل مواجه شد: «در یک هفته ای که در تهران ماندم، پسر کوچکم را به خانواده شوهرم سپردم همان روز دوم سفر بود که با ماندنم مخالفت کردند و گفتند که مگر این کار چقدر اهمیت دارد که آن را بر پسرم ترجیح داده ا م. آن زمان با چالشی مواجه بودم که واقعا انتخاب یکی از این راه ها برایم بسیار دشوار شده بود اما من ماندن در تهران را انتخاب کردم.»

   و یا در زمان مخالفت پدر و برادرانش با رفتن به بانک و کار در عرصه اقتصاد کشاورزی، ربیعی دست به کار شد: «چندین بار پدرم را به بانک بردم و بعد از آن به خانه معلولان و به او یادآوری کردم که تمام تلاش من به خاطر این معلولانی است که حامی ندارند و اگر من هم نباشم آینده تاریکی را خواهند داشت.»
   با این کارها پدر شهناز کمی آرام شد و حالا او و برادرانش به حامیان این کشاورز نمونه تبدیل شده اند. کشاورزی که سال گذشته عنوان «زن نمونه استان» را هم به خود اختصاص داد.

   شهناز ربیعی حالا با کمک زنان بروجن زمینی را به وسعت 51 هکتار و نیم گندم، سیب زمینی و زعفران زیر کشت برده است و به گفته خودش توانسته خانواده بسیاری از معلولان بهزیستی را مشغول کار کند. وقتی با او خداحافظی می کنم دوباره کلمه «ما» را تاکید می کند: «حتما بگویید که من به تنهایی نمی توانستم این کار را انجام دهم، اگر کمک این زنان نبود نمی توانستم.» او در ادامه از طرحی می گوید که هنوز «ذهنی» است و عملی نشده است: «قرار است «طرح های زنجیره ای» را عملیاتی کنم مثلا اگر قرار است کاشت سیب زمینی را در دست داشته باشیم تا مرحله نهایی و فرآوری آن هم در اختیار ما باشد. اگر این اتفاق بیفتد کل منطقه بروجن پویا خواهد شد.»

   دوباره خداحافظی می کند اما باز هم «فرادمبه» را به یاد می آورد که 22 هزار نفر جمعیت دارد و 95 درصد مردمانش کشاورزند و بهترین محصول شان هم سیب زمینی است: «فکر می کردم جزو پنج درصد غیرکشاورز خواهم شد چون تحصیلاتم چیز دیگری بود اما سرنوشت من هم با کشاورزی پیوند خورده و حالا اعتراف می کنم که عاشق کشاورزی هستم.»

*****************************************************